
#بهشت_زیر_دستان_آنهاست
نویسند: رضا جلالوند
در گرم ترین روز های سال بی انصافی بود که قَلممان از زحمت و سوختنِ گروهی ننویسد و از وجود دستانی پاک و چروکیده یاد نکند
افراد گمنامی که سهم شان از کل شهر چند خیابان است، آن هایی که نقطه به نقطه و کوچه به کوچه و آسفالت های خیابان ها را زیر پا میگذارند تا با کمترین آلودگی آن را تحویل شهروندان بدهند.
آری پاکبان های شهرداری را می گویم ، آن قهرمان هایی که بی توجه از کنارشان عبور میکنیم ، نارنجی پوشانی که آواز جاروهایشان در شلوغی های شهر سالیان سال است که گم شده است ،صدای جارو زدن آن ها در این روز های گرم و طاقت فرسای سال میتواند به راحتی در لیست غمگین ترین آوا های ماندگار قرار بگیرد.
روز هایی که با یک لیوان نوشیدنی سرد کنار کولر های خانه هایمان به استقبال خانواده میرویم
آن ها از کانون گرم خانواده خداحافظی و به کانون گرم و داغ کوچه و خیابان ها سفر کرده اند و بی ادعا در حال جمع کردن زباله های شهر هستند
حال که گرمای هوا و اشعه فرابنفش هم نتوانست حریف بی وقفه کار کردنشان بشود و چند روزی تعطیلشان کند.
در اخر از شما همشهریان عزیز و بزرگوارم
درخواست می کنم به محض رویت آن ها لیوانی آب خنک یا شربت و خداقوتی میهمانشان کنید باشد که گوشه ی خیلی کوچکی از خستگیشان را در این روز های گرم سال به در کنیم.
باتشکر
انتهای پیام/

