
نوشتهای از سرکار خانم «زهرا نجاتی» معلم دلفانی
گروهی از پژوهشگران وتاریخ نگاران ایرانی معتقدند که جشن نوروز را جمشید پادشاه پیشدادی بنیان نهاده است. از جمله حکیم فردوسی، خیام، ابوریحان بیرونی در آثار ارزشمند خود گزارش آن را به تفصیل آوردهاند.
در داستانهای ودائی، اوستا، پهلوی و شاهنامه فردوسی و گرشاسب نامه اسدی، جمشید را با خورشید برابر دانستهاند. نام جمشید در اوستا بارها ذکر گردیده است. جمشید وقتی فرمانروایی را از سوی اهورامزدا پذیرفت نیایش کرد که تا زمانی که فرمانروا ست اهورامزدا از گیتی بیماری و مرگ و سرمای سخت را بردارد. گ
فردوسی از این عبارت اوستا دور نشده، ذکری از طوفان و برف و سرمای سخت نمی کند. و درباره جمشید می گوید: چنین سال سیصد همی رفت کار ندیدند مرگ اندران روزگار … نشست بر آن تخت جمشیدکی بچنگ اندرون خسرو جام می…
در آثار پهلوی که یکی از کتب باستانی ایران است داستان آفرینش چنین آمده است: هرمزد خدای بزرگ، آفریننده پاکی و نیکی، در جهان روشنایی می زیست و در دانایی و خوبی و خردمندی از همه برتر بود.
اهریمن بعکس کم دانش، فرومایه و بدکار بوده است و در تاریکی زندگی می کرد و بزور داخل روشنایی شده از طرف اهورا مزدا به او صلح پیشنهاد شد ولی پذیرفته شد، بنابراین جدال آغاز گردید. آفرینش زمین یکسال به درازا کشید، اهورامزدا خدای بزرگ، جهان را در شش نوبت آفرید و پس از هر نوبت پنج روز آرام گرفت. و آن پنج روز را روزهای شادی و جشن قرار داد. و روز پنجم از همه مهم تر و روز اول بمنزله تهیه مقدمات جشن هاست.
دربند هش بند ۲۵ آمده است: اهورامزدا می گوید که خلقت عالم در ۳۶۵ روز به توسط من انجام گرفت. زرتشت از اهورا مزدا پرسید چرا روز هاروت از ماه فروردین از همه روزهای دیگر مهم تر و گرامی تر است؟ اهورامزدا به زرتشت پاسخ می دهد: ای زرتشت در روز هاروت از ماه فروردین من جوهر ذات زندگی را به طور آشکار و هویدا بوجود آوردم، در روز هاروت از ماه فروردین مبدا نژاد آریا و غیر آریا گردید.
دین زرتشت بر سه اصل پایه ریزی شده است که عبارتند از:
۱. زراعت و تربیت حیوانات اهلی
۲. تمام آفرینش عبارت از نبرد خیر و شر
۳. عناصر چهارگانه خلقت (هوا، آب، آتش وخاک) پاک می باشند و نباید آنها را آلوده کرد.
دکتر شریعتی در کتاب جامعه شناسی ادیان نوشته است: درابتدا مذهب زرتشت بر کشاورزی است هرکسی قناتی حفر کند به بهشت می رود و این است که در نزدیکی خراسان و گناباد صد تا صد پنجاه متر زمین را برای رسیدن به آب کندند. عده ای زیادی عابدانه کار کرده اند و براین کار جان داده اند،تا از اعماق قنات به بهشت راهی یابند.
آیین زرتشت بهطور خلاصه چنین است؛ جهان از دواصل ناشی میشود: خیر و شر (تاریکی و روشنایی) این دو اصل همیشه با هم در نبردند، دربرابر این دونیروی متضاد جهان سومی وجود دارد. که اعضای آن به طوری تساوی از آن دو ترکیب یافته است. انسان کامل ترین عضو این جهان سوم است که در برابر این دو نیروی متساوی در گرایش به یکی از این دو نیرو آزادی کامل دارد و مختار است که بین راستی و دروغ یکی را انتخاب کند و سرنوشت خود را بسازد.
نوروز تنها جشنی است که در تاریخ کهن جهان و باوجود حوادث بسیار دیده از ترک تازی ها و هجوم بیگانگان مغرور و متعصب و قتل و غارت های جاهلان شمشیر بدست که برای نابودی این ملت و یادگاری های باستانی آن کمر بسته بودند هنوز پابرجاست. ما هر ساله مقدم این عید بزرگ ملی و باستانی را گرامی می داریم از آن زمانی که جمشید این عید را بنیان نهاد و از زمانی که نیاکان پاک ما آن را جشن می گرفتند، از آن زمانی که فروردین را فرورتین و نوروز را نوروج و نوروژ می خواندند، چند سال، چند قرن و چند هزار سال می گذرد کسی به درستی نمی داند.
اما قومی است که از سواحل آمویه دریا یا جیحون به طرف سرزمین نو به راه افتادند تا به سرزمین زیبا و پهناور ایران رسیدند، نام ایران از نام آن نژاد گرفته شد همین نژاد آریا..
مقصود و مراد از نو میل به نودیدن است، نو چشیدن و از نو بخشیدن و از نو آفریدن و از نو دیدن و از نو زندگی کردن و از نو دلبستن و از نو برخاستن و بالاخره از نو پرداختن و نوروز…
انتهای پیام/

