واقعیت تلخ روستاهایی که از آب سالم محروم اند

واقعیت تلخ روستاهایی که از آب سالم محروم اند؛

(روستاهای میربگ جنوبی ازجمله : عبدل آباد کن کبود، یارحسین آباد، عباس آباد کن کبود، چشمه کبود میربگ، داربید زنگیوند، حتم آباد گُل گُل، زینعلی‌آباد، پیرکرم آباد و…. که به تعداد دوازده روستا می باشند)

✍ زهرا نجاتی پژوهشگر مسائل اجتماعی

مگر ما سرچشمه ی زندگی مردمان پایین دست نیستیم همانها که در وان خستگی در میکنند و در استخر پنت هاوسشان عضلات را تقویت میکنند. مگر قرار نشد آب را بر روی سیره ای که پر می شوید نبندیم !

مگر قرارمان این بود که ما سوز سرما ببینیم و مردمان خوشبخت پایین سدهایشان پر آب ؟ مگر شما فرزندان این آب و خاک نیستید، مگر زمین مادر و چشمه پستان مادر زمین نیست، پس چرا رنگ ما زرد است؟‌ مگر ما به غیرت و انسانیت شهره ی بلاد نبودیم پس چه شده است که وصیت نیاکان را فراموش کرده ایم؟

مگر حضرت نفرمود الجار و ثم الدار.

خدا می داند این روایت واقعیتی تلخ بوده و هست. واقعیت های تلخ دلفان اند. این روستاهای شهرستان دلفان که نزدیک شهر هستند همیشه با مشکل کمبود آب و بی آبی مواجهه اند. در تابستان و پاییز روستاهای دلفان اکثر چشمه هایشان خشکیده می‌شود و اگر چشمه ی هم آب داشته باشد آن هم در ساعات‌ نصف شب (ساعت یک شب به بعد) به صورت قطره قطره که ساعت ها مردم روستا باید درصف بمانند که شاید بتوانند به اندازه یک پارچ آب برای رفع تشنگی خودشان بردارند. که این فاصله تا پر شدن ظرفهای آب زمان می برد و صبح می شود. و در اين ميان کلی دام و طیور از بی آبی تلف می شوند.

مسئولین زیربط  کار لوله کشی آبها را به روستاهای فوق الذکر میربگ جنوبی، انجام داده اند ولی متاسفانه با امروز و فردا کردن، کار لوله کشی فقط به کندن زمین و قرار دادن لوله ها بسنده شده است و یا با بیرون ماندن خیلی از لوله در اطراف کانال های لوله کشی موجب  به سرقت رفتن آنها نیز شده است. یا حتی اهالی روستاهای مذکور، لوله کشی داخل خانه هایشان وملزومات سرویس بهداشتی و آشپزخانه را  انجام داده و منتظر و چشم به راه عنایات مسئولین شهرستان هستند.

واقعیت تلخ این است که اگر به گذشته برگردیم حتما به خاطر خواهید آورد که همه دیده اید و چشم بسته اید. دلفان جز شهرستان های است که انرژی سالم صرف رقابت های ناسالم انتخاباتی شده است.

نجات دهندگان ما مردان کوچکی بودند، همان وکلای مجلس که به تهران رفتند و هیچکدام نتوانستند کاری برای شهرستان انجام دهند و بودجه ای جذب کنند ، هرگز بعداز پایان چهار یا ۱۶ ساله شان به دلفان بازنگشتند  و اگر هم برگشتند به دنبال منافع فردی و سیاسی خودشان هستند و این مردم محروم و زحمت کش فراموش شده اند.

ما هم وطن هستیم بیگانه نیستیم. خدا را شاهد می گیریم که تابستان پارسال به خانواده یکی از همين روستاهای میربگ که اسامی آنها در بالا ذکر شد، رفته بودیم ،‌که رنگ و روی برایشان نمانده بود ،پرسیدیم چه شده است؟ لب به سخن گشودند که از صبح آن روز از شدت بی آبی هنوز چای درست نکرده ایم،سریع به شهر برگشتیم چند گالن آب خوردن برایشان بردیم و خدا می داند بین راه چقدر ناراحت و متاثر بودیم.

تانکر آبی ۴۰۰ هزار تومان می خرند. چرا؟

واقعیت های تلخی دیدیم که طاقت گفتن نیست.این دردها نتیجه عملکرد نامتوازن و بی‌اندیشه گی است.چرا یاد نگرفته ایم از بی عدالتی ها دور شویم و دنبال زندگانی باعزت و شرافت مندانه باشیم.صدای مردمی را شنیدم که تشنه ی آب هستند.تشنه ی آبرو ،تشنه ی امید و امنیت افسوس آبی برای نوشیدن و احساسی برای شادمانی کردن ندارند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

پایین آمدن سن خودکشی

ج بهمن ۵ , ۱۴۰۳
پایین آمدن سن خودکشی   ✍️زهرا نجاتی دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی (گرایش مسائل اجتماعی ایران) اقدام به خودکشی ممکن است در هر سنی اتفاق بیفتد ولی خودکشی وقتی از سوی کودکان انجام شود ،تبعات جدی تری برای جامعه به همراه دارد. هر جامعه ای ،در هریک از دوره های تاریخی خود […]

شاید برای شما جالب باشد

نویسنده

نوید رستم نژاد

لورم ايپسوم متن ساختگی با توليد سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافيک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

دسترسی های سریع